محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

289

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

دقاق الشيء : پست و كوچك از چيزى و « دقاق الأخلاق » به معناى پستى اخلاق است . الشّقاق : اختلاف و شكاف . الزّعاق : شورمزه . شخص فلان من بلد إلى بلد : از سرزمينى به سرزمين ديگرى رفت . تدارك القوم : به يك ديگر پيوستند و ملحق شدند و « تدارك اللّه برحمته » يعنى خداوند او را به رحمت خويش ملحق ساخت . الجؤجؤ : سينه . ساختار ادبى كأنّي بمسجدكم : حرف « ب » زايد است و « مسجدكم » مفعول براى فعل محذوف و در اصل چنين بوده است : « كأنّي أرى مسجدكم » . كجؤجؤ : متعلق به محذوف و حال از « مسجدكم » است . شرح و تفسير اهل بصره با عايشه و طلحه و زبير براى جنگ با امام عليه السّلام همراه شدند و پس از آن كه امام عليه السّلام بر آنان پيروز شد ، آنان را به ضعف در عقل و دين و اخلاق توصيف كرد . آنان بىعقل بودند ، به آن خاطر كه به دنبال چهارپايى زبان‌بسته راه افتادند . آنان بىدين بودند ، به آن خاطر كه نفاق پيشه كردند . آنان بىاخلاق بودند ، به آن خاطر كه پيمان خود را شكستند . . . اين برخورد از آنان دور نبود ؛ چه آن كه انسان فرزند زمين است و از آن به دنيا آمده و بر آن مىزيد و مايه آنها بدبو و گنديده ، و آبشان ، شورمزه و ناگوار بود . امام عليه السّلام پس از آن به حوادثى كه بر بصره مىگذرد ، اشاره مىكند . ابن ابى الحديد